شهمردان بن أبى الخير رازى
135
روضة المنجمين ( فارسى )
مقالت ششم : [ در ] معرفت اسطرلاب اسطرلاب : بيشتر مردمان چنان گويند كى اين نامى است يونانى اسطر آفتاب بوذ و لاب ترازو يعنى كى آفتاب را ترازوست و گويند كى لاب آينه بوذ و تازيان گفتهاند كى لاب نام پسر ادريس بوذ و [ او ] اسطرلابى كرد . پس از ادريس پرسيدند كى اين صنعت كيست جواب داذ سطر [ هء ] لاب ، مراد آن بوذ كى اين سطرها كى بروست لاب كردست و گويند آن نامى است پارسى معرّب كرده ستر يابست يعنى [ كى ] ستارهء بذو توان يافت و اندر عمل و علم اسطرلاب بسيار تصنيف كردهاند امّا اندرين تصنيف [ به عمل ] حاجت نيست . پس اين مقالت مطلق اندر معرفت و علم نهاذم و اين هفده بابست . باب اول : نام آلات اسطرلاب و بخششهاى « 1 » و دايرها . باب دوّم : بخشش اسطرلاب دانستن . باب سوّم : ارتفاع گرفتن . باب چهارم : ارتفاع با طالع كردن . باب پنجم : ساعات معوّج دانستن . باب ششم : داير و ساعات مستوى دانستن .
--> ( 1 ) . در ساير نسخهها « خطها » .